ببر سیبری

شنبه 3 بهمن 1388 ساعت 21:20
46 نفر کشته  دیشب در میانکاله
دیروز:
فلان رئیس فلان جا قبل از مبادله 3 قلاده پلنگ ایرانی و یک جفت ببر روسی گفته بود : ما از این تبادل ذخیره های ژنتیکی بسیار خوش حال تر از روس هاییم , چون ما دیگر نمی توانستیم زیر برخی فشار ها کمرمان را صاف نگه داریم و با این پیشنهادی که شد ترجیح دادیم یوز پلنگ هایمان را به آنها بدهیم بلکم شاید آنها بتوانند نسلشان را حفظ کنند . البته طرف دوست روسی هم یک جفت ببر به ما دادند . ما می توانستیم به جای این یک جفت ببر امتیازات بزرگی از روس ها بگیریم اما از آنجا که ما همیشه حامی و پشتیبان محیط زیست و طبیعت هستیم با سیاستی خاص ببر ها را قبول کردیم تا نسل ببر خزر را برای بار دیگر احیا کنیم .

چند روز بعد :

پس از حدود 27 روز از رها سازی  پلنگ ها در میانکاله، یک فرد محلی به خبرنگار ما گفت : (تمام گربه های ماده ای که داخل محدوده فنس بودند , خانه و زندگیشان را رها کرده و با حالی خراب به ما پناه آوردند . تنها کاری که از دستمان بر میامد این بود که همشان را با یک تیلر به بهداری ببریم .)

پاسخ دکتر ... رییس بهداری میانکاله به این پرسش که چه بلایی بر سر این گربه ها آمده ؟ گفت : ( بر اساس آزمایش ها و شواهد به دست آمده تمام این گربه ها شدیدا مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند .)

اما سه روز بعد از این ماجرا تلفن سر دبیر صدا داد و مردی جوان که خود را محیط با اعلام کرد خبر از واقعه ای داد که سر سر دبیر محترم به  سقف چسبید .

خبر این بود

به نقل از محیط بان : دیگر شب شده بود و کسی اطراف فنس ها نبود من هم کاملا استتار بودم و ببر ها را زیر نظر داشتم . بی حوصله و شیطون شده بودند و هی ورجه وورجه می کردند . شاید 2 ساعتی از غروب خورشید می گذشت که من همچنان از جای خود تکان نخورده بودم و ببر ها همچنان  بی قرار بودند که ناگهان دیدم تصمیمشان را گرفته اند و خود را با سرعت  به نزدیک فنس ها رساندند و از قسمتی که مخصوص ورود و خروج حیوانات اهلی  به محدوده حفاظت شده تعبیه شده بود به سمت روستا رفتند .

من هم با عجله موتور را روشن کردم تفنگم را رو دوشم انداختم اما دیگر نمی توانستم لاشه گوزنی را که شکار کرده بودم را با خود ببرم چون هم سنگین بود و هم ارزش ببر ها از گوزن بیشتر بود .

روستایی در آن نزدیکی بود که صدای اورگ زن ها  به خوبی شنیده میشد و ماشالا به صدای خواننده که می گفت : ( عروس دوماد ببوس یالا ... ) ببر ها هم مثل دیوانه از بند آزاد شده  وارده روستا شدند و مستقیم به مجلس عروسی شاه داماد رفتند و تا من بخوام برسم اونجا ؛ طوری که بعدا شمردم گردن 45 نفر از میهمانان  و به علاوه داماد بخت برگشته را زیر دندان های تیز و برنده خود خورد کرد .

اینجا بود که من با موتور به وسط میهمانی رفتم و همانطور در حال حرکت روی زین موتور ایستادم , تفنگ در دست و فشنگ در تفنگ  قبل از این که عروس بیچاره را بکشند با یک تیر هر دوی آن ها را کشتم . )

خبر نگار ما باز هم به سراغ دکتر رفت تا در مورد رابطه بین این گربه های بزرگ و آن گربه های کوچک  سوال کند .

دکتر در گفت و گو با خبر نگار ما گفت : پس از اینکه از مرگ 46 نفر از اهالی در شب عروسی مطمئن شدیم و دیدم که امیدی به زنده ماندن احتمالیشان بعد از کمک های اولیه نیست  , لاشه دو ببر را که  قاتلان اصلی این هولوکاست بودند را بر رسی کردیم و گزارش پزشکی حیوانات به شرح ذیل می باشد.

1-      هر دو ببر به علیت بر خورد گلوله از فاصله نزدیک به عضو حساسشان کشته شده اند .

2-      در معده این دو حیوان هیچ اثری از سموم  نبود

3-      در معده یکی از حیوانات استوخوان های یک گنجشک پیدا شد . البته این گنجشک هم بر اثر شلیک تفنگ بادی که تیر آن در دنده های پرنده باقی مانده بوده مرده و احتمال می رود 28 روز از مرگ پرنده  گذشته باشد .

4-      در معده حیوان دوم مقداری  نان محلی با پنیر تازه بود .

و ما رابطه این حیوانات با هم , حتما تا الان متوجه شده اید که هر دوی این ببر ها نر ( مذکر ) بوده اند .  )
اما در آن سوی ماجرا چه می گذشت ؟

فلانی رئیس فلان جا هم در مصاحبه با یکی دیگر از خبرنگاران ما گفت : ( البته این مهم است , اما چیزی که می خواهم بگویم این است که چند وقت پیش یکی از ماشین آلات ما که ترمزش دچار نقص فنی شده بود به طور نا خواسته یکی از هموطنان را در مکانی کاملا بیابانی زیر گرفت که ما از ایشان عذر خواهی کردیم و به او قول دادیم که هر چه زود تر کارمان را در آنجا تمام کنیم و پروژه ای عظیم تر را در یک پارک بیابانی یا منطقه حفاظت شده خالی از موجود زنده شروع کنیم .

راستی در رابطه با آن موضوع مهم ما به آن مرد شجاع که جان مردم را نجات داد نشان لیاقت دادیم , عروس بیوه هم به عقدش در آوردیم و او را رئیس فلان اداره مهم کردیم تا شاید گوشه ای از زحماتش را جبران کرده باشیم. به امید توفیق روز افزون در امر حفاظت , حراست و سیانت از عرصه های طبیعی و ذخیره ها ژنتیکی حیوانیمان . )

---------------------------------------------
 لطفا خبر اصلی را در این اینجا بخوانید
 در ادامه : واکنش دکتر کیایی و مهندس دره شوری طرح معاوضه پلنگ ایران با ببر سیبری . اینجا کلیک کنید

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.